پیرزن
پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچهها
و شروع کرد به پفک خوردن!
عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟
پیرزن با صدای بچگانه گفت: قاقامیخورم!
عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت 18:25 توسط یکیـــــــ از مــــــادو تــــــا ♀
|
مهم نیست که مشهور باشی،